خـاطــرات بانــوی بـــرفی

نقطه چین...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

پاییز نوشت...

وقتی یه مدت ننویسی دیگه واقعا نمیدونی چی بنویسی همه چیز درهم میشه حالا تا جایی که یادم بیاد مینویسم

+یه شب با شوهر دخملی رو بردیم پارک روی سرسره بچه ها برعکس میرفتن پای یکیشون خورد به صورت دخملی بعد شوهر به مسئولش گفت بهشون تذکر بده گفت من نمیگم به من ربطی نداره 😳

شوهرم که عصبانی بشه فقط دهانش باز میشه هی حرف زد و من خجالت کشیدم البته فحش نمیداد ولی انتظار نداشتم 

اومدیم با دخملی بره ماشین بازی هی گفت تو برو گفتم نمیرم باهاش سرسنگین بودم یه گوشه ایستادم یه پسره اومد کنارم سریع خودش رو رسوند گفت برو اون طرف روصندلی بشین  

بعد که اومد دید من دارم گریه میکنم گفت واسه چی ؟

گفتم خودت میدونی و محلش ندادم 

دست منو گرفت برد پیش مسئولش گرفت بوسش کرد و معذرت خواهی کرد وبهش گفت زن من داره واسه حرفایی که به شما گفتم گریه میکنه😳

دیگه مرد گفت شما جوونین و کله تون داغ اشکال نداره 

بعدم اومدیم رفت واسمون بلال گرفت با کباب و برگشتیم خونه

یکی از اخلاقای بدشوهر همینه زود عصبانی میشه و متوجه حرفاش نیست 😟😐

خودش هم زود پشیمون میشه اما فایده ای نداره

+از محرم تنها چیزی که یادم مونده اینه که مادرشوهر و پدرشوهر خودشون رو کشتن که دخملی چادر بپوشه 😳😂

اما من اینکار رو نکردم حتی هیئت که رفتیم به دخملی گفت اگه بابا ببینه چادر نداری دعوات میکنه 

منم گفتم بچه هنوز سه سالشه و کوچیکه 

دیگه حالش گرفته شد منم رفتم پیش مامان اینا

من خودم روستامون که هیئت بریم چادر میپوشم ولی اینجا که زندگی میکنیم اصلا

فقط دوس دارن عقایدشون رو تحمیل کنن شخصیت کسی واسشون مهم نیست😐

+این مدت خیلی به هم ریختم خیلی زیاد عصبی میشم و ترکش هاش دخملی و شوهر رو میگیره نمیدونم چرا!؟

دقیقا شرایط بعد زایمان واسم پیش اومده سر هر موضوعی گریه م میگیره 

اصلا اون روزها رو دوس نداشتم دوره ای که میتونستم از مامان شدنم لذت ببرم گند زده شد 

+خدا رو شکر این ماه یکی از وام ها تموم میشه و یه نفسی تازه میکنم کی میشه یه زندگی بدون قسط و وام داشته باشیم😍

شوهر گیر داده که اسمم رو واسه گواهینامه بنویسه ولی خیلی میترسم کنار خودش نشستم اما حس میکنم نمیتونم رانندگی کنم

+آلوئه ورا رو چند روز روی پوستم کشیدم خیلی تاثیر داشت هم حالت ژله ای داشت و رو خط های صورت تاثیر داشت 

پوستم رو شفاف تر کرده

جای لک و جوش رو کمرنگ کرده

البته من رو پام جوش داشت کشیدم در عرض سه روز خوب شد خلاصه که عالی بود

سیب زمینی هم خیلی خوبه

موز رو هم له کنین بزارید

هلو هم عالیه پوست رو لطیف میکنه

واسه عید رفتم رنگ مشکی بخرم به دختره گفتم میخوام رنگش ثابت باشه و خوشگل دوتا رنگ داد صد هزار  دو ماه اول هر وقت رفتم حموم هی اومد پایین انقد زورم گرفت گفت با ضمانت الان برم تیوپ رنگ رو بزنم تو سرش بگم کجاس ضمانتش😀

ولی اول که گذاشتم مشکی براق و خوشگلی بود😍

ازروزی هم که این رنگ رو گذاشتم موهام خیلی زود کثیف میشه قبلا اگه ده روزم حموم نمیرفتم مشخص نبود

+اون پسری که گفتم سرطان مغز استخوان داشت و دکترا قطع امید کرده بودن یه شب یه خانومی از همسایه ها که خبر نداشته خواب میبینه که شفا گرفته و بعدش گفتن که دکترا قطع امید کرده بودن و گفته بودن که دو ماه بیشتر زنده نیست چون کلیه و کبد و... از کار افتاده بودند

الان کلیه و کبد و طحال سالم هستن ولی داره شیمی درمانی میشه

مامانش هم نمیدونه چون سه سال پیش تومور داخل سرش بود و عمل کردن تازه بهتر شده و گفتن ندونه بهتره 

ایشالا که زود خوب بشه چون تازه سی سالش شده و نامزد کرده🙏

+امروز عصر بعد از هفده روز بریم خونه مامان 

این چند روز خیلی به آرامش خونه ام احتیاج داشتم

الانم شوهر با دخملی رفتن خونه ی مامانش گفت میایی گفتم  باشه

گفتم ناهار ماهی یا کباب بگیریم برگردیم 

گفت به بابام میگم بگیره با هم بخوریم 

گفتم اصلا من میرم دوش بگیرم تو هم برگشت یه چیزی بخر بیا 

گفت باشه فقط مواظب باش و گوشیتم رو زنگ باشه

(چقدر واسش مهمه من همراهیش کنم😐😄)

نمیدونم چرا من میرم حمام انقدر نگرانه من زمین بخورم انقد استرس میده بعضی وقت ها بهش نمیگم و میرم😂

ادامه مطلب نظرم درباره ی کتاب

  • continue
Designed By Banooye Barfi ...