خـاطــرات بانــوی بـــرفی

1517

دیروز زنگ زدم آرایشگاه خانومی که همیشه بود به خاطر بچه ش نمیتونه بیاد کار آرایشگاه رو داده بود دست دوستش ولی گفت کار آرایشگرم خوبه گفتم نوبت بذاره بعد پشیمون شدم دوباره به خودم گفتم من هر جا برم که کارشونو نمیدونم چطوره پس بذار همینجا برم ولی خدایی کارش عالی بود خیلی تمیز کار کرد دوسال پیش یه جا میرفتم خانمه خیلی کارش خوب بود ولی کند بود یه بار واسه عید رفتم ساعت شش عصر وقت داد چهار ونیم صبح از آرایشگاه با مامانم اومدم😮🙄

یه مدل بیلر تن چند تا بچه دیده بودم خوشم اومده بود واسه دخملی بخرم چندتا  مغازه گشتم پیدا نکردم یدفعه چشمم به یکی خورد پوشیده بود حامد گفت برو از مامانش بپرس رفتم به خانمه گفتم ببخشید لباس دخترتونو از کجا خریدین

گفت این دختر خواهرمه از آمریکا اومده لباسشو از اونجا خریده😯😮😯😮

منم یه پوزخند بهش زدم که خودش فهمیدوبرگشتم اومدم به حامد گفتم  داشت منفجر میشد😂😁آخه چرا دروغ میگی این مدل رو من با همون رنگ تن چند تا بچه دیدم 😏

از دو تا خونواده دلخورم هیچکدوم واسه تولد دخملی نیومدن فقط صبحش بابام اومد کادوی دخملی رو آورد خواهرا هم همه جا میرن فقط نوبت من که میشه نمیرسن وکار دارن🙁حالا  خوبه همین یه بچه خواهر رو دارن خیلی ازشون دلگیرم یک ساله که حامد بعضی شبا نیست یه روز نگفتن بیاییم پیشت تنها نباشی واسه عید هم انقد گِله کردم تا یه روز اومدن یعنی ده دقیقه عید دیدنی واسه خواهر آدم بسه😐

صبح حامد رفته خونه ی مامانش گفته کیک بخر بیا اینجا دور هم بخوریم 🙄🙁که من باشم کادو رو با منت سر من بده یکی نیست بگه واسه نوه ی خودته نه من!!!

حال قرار شده دوتا کیک کوچیک یکی واسه اونا یکی هم واسه مامانم اینا بخریم شایدم اصلا نذاشتم به حامد میگم بگه ما یه تولد خودمونی گرفتیم دیگه نمیگیریم والا من سه کیلو کیک سفارش دادم نیومدن خدا رو شکر که شیرینی فروشی تعداد مهمونا رو پرسید وگرنه من میخواستم پنج کیلو سفارش بدم. 


وبلاگت مشکل داره...
اومدم عزیزم نبودم
اهم، اهم! صدا میاد؟! بله ظاهرن میاد و به قوت خودش باقیه کامنت‌دونی این‌جا. پس فرانک خانم چی می‌گفت؟! دنبالتون می‌گشت.
چرا نمیاد پیامم
سلام دوست جونی....
خوبی....؟
من که خوبم...اوضاع هم امن و امانه....
چرا مامان اینا نیومدن ؟
سلام عزیزم خوبی؟
تولد دخترت مبارک باشه
ان شاءالله 120 سال زیر سایه پدر و مادر زندگی کنه
ب نظر منم کیک نخرید اگه میخواستن میومدن خونتون اونجوری میگن به خاطر ی کادو این همه خودتونو دارین اذیت میکنید:|
شنیدم که میگن:|
به هر حال ب خودتون خوش بگذرونید این مهم تره:)
مرسی زهرا جان
نه عزیزم کیک نمیخریم چون مادر شوهر نقشه اش همینه که  بگه واسه کادو. کیک خریدین حامدم میگه اصلا نمیخوام کادو بدن
شنبه ۱۷ تیر ۹۶ , ۱۷:۱۴ سپیده مامان درسا
الهی بگردم کاش نزدیک بودیم خودمون میومیدیم تولد گل دخملی ناز
ولی کاش یکم موضوع رو جدی میگرفتن و میومدن ، تولد خوش میگذره دو هم
ای کاش دوستای خوبم نزدیک بودن  اونوقت کنارم بودین

چرا خانوادت نیومدن؟
میونتون خوب نیست؟
پست مینویسم
ایش.....
اینا واسه دختراشونم اینطورین؟
این آقایون براشون مهم نیست بعضی چیزها و حرفها؟
یا خودشون رو به اون راه میزنن.....
نعزیزم فقط گفت بهم اینطوری گفتن شوهرمم گفته تا ببینیم چی میشه ولی گفت نمیخرم
شنبه ۱۷ تیر ۹۶ , ۱۱:۳۰ انتخاب هایم مرا به اینجا رساند
الی جان تولد گل دخترت مبارک عزیزم
انشالله همیشه سلامت باشه
چی بگم خواهر
دقیقا همین حسی که داری. رو چندین بار داشتم
اینکه اون لحظه که احتیاج به حضور و محبت داری نزدیکان نباشن

جدیدا منم اون زمان که باید کاری رو انجام بدم نمیدم
در واقع با خانواده مستر مثل خودشون رفتار میکنم
مرسی سپیده جان
آره دقیقا منم به یه محبتایی احتیاج دارم که خیلی ساده س ولی بهم میگن توقعت بالاس مخصوصا موقعیت های حساس
واااااااا چرا نیومدن؟ماکه شنیدیم نوه خیلی شیرین و عزیز میشه.
من باشم کیک نمیخرم.من که تولد گرفتم پامیشدن میومدن.
هنوزم در تعجبم خخخ
آره عزیزم کیک نخریدیم ونمیخریم حالا علتم پست می نویسم
اول با تأخير تولد دختر قشنگت مبارررررک😍😍😍😍😍 الهی خوشبختی و سلامتیش رو همیشه ببینی
دوم اینکه میدونم سخته خانواده آدمو تنها بذاره یا اونجور که توقع داری نباشن اما به نظرم حرص نخور لذتت رو از زندگی ببر سخته ولی شدنیه
مرسی مهتاب جون 
آره واقعا خیلی سخته من سعی میکنم با شرایط کنار بیام
الی مهربونم چرا غر میزنی میگفتی من با کمال میل میومد م
عشقم بهت حق میدم صد در صد
ولی بنظر من این کارتون اشتباه شما خودتون خونه دارید تو خونه خودتون هم تولد گرفتید دیگه چه لزومی داره کیک بخرید ببرید این ود و اون ور،،،،،دختر طلا را ببوس
فدای  تو عزیزم 
اگه بودی که خیلی خوشحال میشدم
خودمم نمیخوام اینکارو بکنم چون بعد هزار تا توقع دیگه دارن واسه کادوش گفته کیک بخر🙁
Designed By Banooye Barfi ...