خـاطــرات بانــوی بـــرفی

غذا و ترس

بچه ها چرا دیگه مثه قبل نمینویسین😐😟
تیرماهی جون خیلی ناراحت شدم از اتفاقی که افتاده ایشالا زودتر طلاهات پیدا بشه ولی من منتظرت هستم بیا بنویس
آیلین از تو انتظار نداشتم زودی بیا😟
مژده یه خبری بده اگه اینجا رو میخونی
+یه حس بدی افتاده به جونم تا یه جایی از بدنم درد میگیره همش فکرای منفی میان سراغم اینکه شوهرم کنارم نیست تشدید میکنه 
بیشتر شب ها این فکرای منفی هجوم میارن
تنها انرژی مثبت این روزا بارونه😍
+پنج شنبه شدید هوس بریون کردم به شوهر گفتم گفت جمعه میریم ساعت دوازده رفتیم اصفهان تابرسیم و جای پارک پیدا کنیم شد یک ونیم وقتی رسیدیم انقد شلوغ بود که چهل مین منتظر موندیم تا میز خالی بشه 
بعد ناهار هم گفتم بریم میدون نقش جهان 
ایند فعه عالی بود همیشه دوستش داشتم اما این بار کلی انرژی گرفتم 
انقد  به شوهر مزه داد دوباره قرار شد آخر هفته بریم
خلاصه که کلی انرژی به سه تامون داد
منم دارچین زنجبیل و ادویه خریدم 
یه خانومی هم جوز هندی میخرید بعد قیمت گرفت گفت کیلویی صد و هشتاد!!!
شوهر تا دید گرونه گفت از خانومه بپرس ببین واسه چه غذاییه بخر 
منم چون تاحالا  استفاده نکرده بودم گفتم سه تا میخرم شوهر گفت پس من میرم😐
چرا !؟
چون خجالت میکشه وقتی من چیز کم میخرم😂
حتما باید یه کیلو میخریدم که فکر نکنن خسیسه😉😄

این توله رو هم داخل میدون دیدیم خیلی خوشگل بود و ترسو😄
اینم بگم من عاشق اکبر جوجه ام البته اگه کیفیت پنج شش سال پیش باشه
تو راه شوهر تبلیغش رو دید😍
گفتم این که اصلی نیست 
گفت برو ببین اگه تو سایتشون زده شعبه اصلی آخر هفته بریم 
که دیدم شعبه ی اصلیشه و منتظرم آخر هفته بشه😜
خدا کنه مثه بار اولی که خوردم باشه
کلا من بین رستوران هایی که رفتم سه تاشون هنوز مزه غذاشون زیر زبونمه
+اولیش آمل همین اکبر جوجه بود که الان دیگه خرابش کرده😑
+یکی رستوران شاطر عباس شیراز کباب کبک و زعفرونیش عالی بود
+یکی هم اگه اشتباه نکنم رستوران نقش جهان مشهد که سوپ و کباب و ماهیش خیلی خوشمزه بود😋
دوهفته پیش هوس سمبوسه کردم دخملی سرماخورد دیگه نشد ولی چون زیاد دوس ندارم دیگه از خیرش گذشتم
باور کنین شکمو نیستم هوسه دیگه 
پارسال دی هوس بریون کردم دیگه تا همین جمعه
فقط سالی یک یا دو بار مزه میده
+ترس یکی از چیزایی هست که بیشترین نقش رو تو زندگی من داشته وداره😐
خودمم دیگه خسته شدم ازش چون جلوی خیلی از پیشرفت هام گرفت
حتی رو در رو شدن با ترس ها منو بدتر میترسونه 
یه برنامه ای از شبکه اجنبی پخش میشد که با ترس هاشون رو درو میشدن 
یه خانومی اومد ترسش از سوسک بود 
سه روز باهاشون زندگی کرد بدتر شد البته شوهر واسه من تعریف کرد من حتی جرات نگاه کردن نداشتم😕
خودمم اوایل که اومدیم خونه پرسوسک بود یعنی من اول زندگیم رو به خاطر سوسک بیشتر خونه ی مامان بودم بدون اینکه کسی بدونه😑
شبایی هم که خونه بودم صداشون رو میشنیدم و گریه میکردم وشوهر بیچاره رو تا صبح صد بار بیدار میکردم
خدا رو شکر این کابوس تموم شده س😉
یه ترسی که واسه کل فامیل خنده داره ترس من از موتوره
یادمه دبستان که بودم رفته بودیم اصفهان خونه ی خاله م پسر خاله م موتور داشت 
رفته بودیم بیرون و خسته بودیم که وسط راه دیدیمش خاله بهش گفت بچه ها خسته ان تو با موتور ببرشون ما میاییم 
یه کم اومدیم جلوتر وسط خیابون من جیغ و داد که منو پیاده کن 
اینم میرفت انقد زدم تو سرو کله ش و کتک خورد زد کنار 
بعدم موتور رو قفل کرد تاکسی گرفت ما رو برد خونه😂

+میدونم  نوشته هام درهمه دیگه به بزرگی خودتون ببخشید😊


جوز هندی خوب بود؟
خاطره موتوری بامزه بود طفلک پسرخالت خخخ
هاپو نانازی بود
وبلاگت بیان هست دیر متوجه میشم پست گذاشتی
واسه غذا نه بیشتر به درد کیک و شیرینی میخوره 
وقتی بترسم کارام دست خودم نیست 
چقدر مردم نگامون کرد🙈
روی مرغ ریختم دوس نداشتم
خیلی ناز بود
اشکالی نداره عزیزم هر وقت دیدی بخون😍
صبحونه مورد علاقه منم نون پنیر و چایی شیرین بود اما از بعد ازدواج فقط چند بار صبحونه خوردیم.دیگه صبحونه نمی‌خوریم
خدا رحمتشون کنه،روحشون شاد
منم خیلی دوست داشتم از کره مربا بدم میومد
منم صبحونه نمیخورم حالت تهوع میگیرم
ممنون عزیزم
سحر خیز بودن هم دست خودته،یه چندباری بیدار بشی بدن دیگه عادت میکنه،بعد اون دیگه نمیتونی زیاد بخوابی.
من الان ۷ صبح بیدارم،در حالیکه قبلا تا ۱۱ یا ۱۲ میخوابیدم،به هیچ کاری نمیرسیدم.
کاش یه کم همت میکردم و همین کار رو میکردم
عالی میشه به شب بیداری عادت دادم خودم رو 
البته میگم دو سال دیگه دخملی بره مهد میفتم رو همون ساعت 
خیلی عالی میشه😍
وای صد و هشتاد تومن چقدر گرون. مردا کلا دست و دلبازن برا خرید چیز کم به نظرشون نمیاد. :))

آخی چه توله خوشکلیه :)

چقدر ترسامون شبیه همه :))
منم خیلی تعجب کردم ولی خوب ادویه کلا گرونه
آخه واسه چیزی که بار اول هست و نمیدونی زور داره
منم از طعمش واسه غذا خوشم نیومد بیشتر به درد شیرینی میخورد
خیلی ناناز بود😍
چه خوب که مثه خودم هست همیشه به خاطر ترس هام مسخره میشدم
من شکموم برعکس با اینکه لاغرم عاشق غذا خوردنم اونم غذههای مختلف
من با اینکه زایمان کردم بازم وست گذاشتم ولی بقیه کمرنگ شدن انشاالله خیر باشه هرجا هستن
من ترس از گربه دارم خیلی وحشتناک
موتور بیچاره 😁
منم عاشق غذا هستم از انواع خوشگل و خوشمزه 
جوری که دوس ندارم وعده های اصلی رو سبک یا کم بخورم 
مرسی عزیزم تو نری کم پیدا بشی 
انشالله
من کلا از همه چیز میترسم ولی فوبیای سوسک دارم
حقش بود😄
سلام بانوی عزیزم...
نوش جونتون بشه بریونی...ولی من تا حالا بریونی نخوردم اصلا نمیدونم چیه...
گفتی ترس و کردی کبابم...من از تمام خزندگان وحشت دارم خصوصا مارمولک...
سلام عزیزم
ممنون جاتو ن خالی 
گوشت چرخ شده با یه کم شش چرخ شده که نعنا میزنن داخلش 
من سالی یه بار هوس میکنم میریم
منم از تموم موجوادات زنده وحشت دارم 
ولی خاله م سوسک رو با دستش میگیره😳
به به چه پست خوشمزه و پرغذايي!
من دو سال پيش بود كه تو اصفهان بريوني خوردم، اما خب طعمش رو خيلي هم دوست نداشتم و شايد هم انتظارم بيشتر از اينا بود، حالا شايدم جاي خيلي تاپي نرفته بوديم نميدونم...
يكبار هم تو نوشهر اكبرجوجه خورديم كه نه من و نه سامان طعمش رو دوست نداشتيم، شايدم شانس ماست كه جاهاي خوب نميريم.
ولي خب استثنائا تو مشهد رستوران خوبي رفتيم و غذاش عالي بود اما اسمش رو يادم نيست.
واي بزرگترين ترس من هم سوسكه، يعني فكر كنم از موش كمتر بترسم تا سوسك.
حالا درمورد اين خجالت شوهرت راجب كم خريد كردن جالبه كه من روحيم از اين جهت شبيه شوهرته،‌يعني اگه خريد كم داشته باشيم ميگم سامان انجام بده، خجالت ميكشم.
جوز هندي هم يكبار خريدم و براي مرغ استفاده كردم اما طعمش رو خيلي هم دوست نداشتم، براي گرفتن بوي زخم خوبه اما اينكه بگم ادويه مورد علاقمه نه اينطور نيست.
تا باشه به گردش و تفريح بانوجان
ایشالا که هوس نکرده باشی عزیزم😊
به نظر منم طعم خاصی نداره چون گوشت هستش و شش چرخ شده 
منم هوسی میخورم مثلا یه بار پارسال یه بارم امسال 
دوس دارم اما نه اینکه انتخاب همشیگیم باشه
من اکبر جوجه شش هفت سال قبل رو دوس دارم الان خیلی خراب کردن
بیشتر شبیه اکبر مرغ هست تا اکبر جوجه😄
خوب که میرید ولی خوب همیشه کیفیت یه مدل نیست
اصفهان بریونی اعظم و شاد معروفه 
یه سنتی هم هست داخل سبزه میدون که من دوازده ساله نرفتم
مشهد من هر جا غذا خوردم عالی بوده
ترس که داره چندش آور هم هست😣
من چون دوس دارم زیاد برم خرید و تازه باشه همیشه کم متر میخرم اما شوهر دوس نداره خریدای کم یا تکی رو هم اصلا نمیره😀
جوز هندی به نظر منم بیشتر به درد کیک و شیرینی میخوره آخه با اون بویی که داره واسه غذا اصلا مناسب نیست
منم روی مرغ ریختم اصلا دوس نداشتم

سلام عزیزم
به به اومدین نقش جهان
الان یک ماهه جان به من قول داده ی روز بریم بریون بخوریم و بعدش نقش جهان 😑
کلا پستت خوشنزه بودها ... منم شکمو
من همیشه خودم اکبرجوجه درست میکنم ... ولی عاشق اکبرجوجه رستوران کاسپین شهر نور هستم 😋
حالا کدوم شعبه اصلی هستش؟
منم خیلی از سوسک میترسم حتی مورد داشتیم گریه کردم اونوقت جان منو مسخره می کنه حتی خوابشم می بینم !!!!
جوز هندی برا چی استفاده می کنن؟
سلام عزیزم 
جاتون خالی 
خیلی خوب بود
مردا حوصله دارن شوهر بریونی اومد بعدش گفت بریم خونه نزاشتم اومدیم کلی خوش گذشت
اون موقع که خودم مینوشتم گرسنه م بود دلم از همشون میخواست
بعضی وقت ها شکمو بودن خوبه
شوهرم خیلی منو مسخره میکرد ولی  واقعا دست خودم نیست
خانومه گفت واسه خورش ولی من اینستا دیدم بیشتر داخل کیک و شیرینی 
به نظر منم چون خوشبو هست واسه کیک بهتره
اینم سایت اکبر جوجه شعبه های اصلیش داخل سایت هست www.akbarjoojeh.com
آدرس اصفهان :خیابان مصلی -اول نیکبخت
یه روز باید بیاییم اصفهان ببینم بریونی چیه😁
کلا مردها فکر میکنن اگه کم بخرن یعنی پول ندارن،اما من خودم برم میوه بخرم از هر کدوم ۱۰ تا میخرم تا ۵ روز تموم بشه و خراب نشه.
اوخیی چه هاپوی قشنگیه.
من و تو،ترسامون خیلی مثل همه درمانی پیدا کردی به منم بوگو
بفرما مهمون خودم :)
منم همینطوری خرید میکنم چون دوس دارم بیشتر برم خرید
خیلی ناز بود ولی  هفده تومن پولش بود😳
نیلو دیگه خسته شدم وقتی میریم مسافرت فکرم اینه تو اتاق هتل سوسک هست یا نه!
خیلی از ترس هام مسخرس 
دوس دارم زود یه راهی واسه خلاص شدن پیدا کنم
نوش جونت خوردنی‌ها.
رستوران نقش جهان مشهد؟ اصلا اسمم نشنیده بودم!:/
وای چقدر وحشتناک که خانمه سه روز با سوسک زندگی کرده! حالم بد شد :/
ممنون عزیزم :)
فکر نکنم رستوران معروفی باشه داخل یه کوچه بود اما هم تمیز بود هم غذاش عالی دقیقا هفت سال قبل
حتی اسمش هم چندش آور و ترسناکه
اصلا نمیتونم اون خانوم رو درک کنم
چه جالب:)
ممنون :)))
Designed By Banooye Barfi ...